رو 33 پل بودیم که دختره برگشت و گفت:
- خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ
و یه تف گنده انداخت تو صورت یه پسر. مااااااادر جان. از خجالت مردم. آخه فقط این که نبود. یک ساعت و نیم قبلش هشت بهشت بودیم. چند نفر داشتن والیبال بازی می کردن. 4 دختر و 2 پسر. پای یکی از پسرا گیر کرد به پای یه دختر با پوشش راهنمایی و دختره نزدیک بود بیفته.
- احمق بی شعور
و یهو
- بامب!!!! صدا از در .... پسره بلند شد. دختره اینقدر سفت زد که که پای خودشم درد گرفت.
- ماااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا!!!!!!
این یکی رو من نبودم. پسر عمه م بود که گفت: "ماااا".
خلاصه واسه اینکه جلوی پسر عمه م و خانمش کم نیارم گفتم:
- رفتید خونه به بابام بگید پسرت 5 ساله اصفهانه و هنوز از هیچ دختری تیپا نخورده. آفرین به این تربیت!!!!
18.2.90
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر